بیشه‌ی گرم

انواع پارگراف

تاریخ: ششم بهمن ماه 1403

نویسنده: از سایت https://www.learnamericanenglishonline.com

برگردان از: فرشاد قدیری

معمولاً چهار نوع پاراگراف برای هر آنچه که می‌خواهید بنویسید، بکار گرفته می‌شوند:

1- توصیفی (Descriptive)

2- روایی (Narrative)

3- توضیحی (Expository)

4- متقاعد کننده (Persuasive)

چنانچه بتوانید در نوشتنِ این چهار نوع پاراگراف مهارت پیدا کرده و بخوبی آنها را بکار بگیرید، آنگاه می‌توان گفت ”نویسندگی“ در دستان شما جا گرفته است. معمولاً وقتی زبان‌آموزان می‌خواهند مطلبی را به انگلیسی بنویسند، دچار تب و لرز می‌شوند! این در حالی است که با کمی مطالعه و تمرین در موارد ساده، می‌توان خود را برای نوشتنِ مطالب سنگین‌تر آماده نمود.

البته ممکن است در برخی منابع، انواع پاراگراف‌ها را به شکل دیگری تقسیم یا تعریف کرده باشند، همچنین ممکن است تعداد انواع پاراگراف نیز متفاوت در نظر گرفته شده باشد. اما اصول اولیه‌ی نوشتن در همین چهار تا خلاصه می‌شود:

پاراگراف توصیفی:

در این پاراگراف، اشیاء، افراد و هر چیزی را برای مخاطب توصیف می‌کنیم. معمولاً اینگونه توصیفات با حواس پنج‌گانه‌ی ما در ارتباطند: لامسه، بویایی، بینایی، شنوایی و چشایی. به این معنی که ما جنس، نوع بو، شکل و شمایل، نوع صدا و مزه را برای مخاطب توصیف می‌نماییم. این نوع پاراگراف می‌تواند خیلی رسمی نوشته شود و یا صنایع ادبی، از جمله تشبیهات، در آن بکار رود.

نمونه‌ای از یک پاراگراف توصیفی:

با غروب خورشید، چراغ‌ها و نورافکن‌ها یکی پس از دیگری روشن شدند. ارکستری که برای مهمانی آورده بودند، به آرامی کارشان را شروع کرده و موسیقی آرامی را می‌نواختند. پس از یکی- دو دقیقه، یک خواننده‌ی اُپرا نیز صدایش را در گلو انداخته و آواز دلنشین آرامی را سر داد. صدای خنده‌ها و صحبت‌هایی که نشان از صمیمیت بین مهمان‌ها داشت نیز با صدای موسیقی و آواز درآمیخت. با آمدنِ مهمان‌های بیشتر، گروه‌هایی که اینجا و آنجا در سالن دُور هم بودند، بزرگتر شدند و فضای صمیمیت‌شان دل‌انگیزتر بنظر می‌رسید. دختران جوان خیلی جلب توجه می‌کردند و در مرکز شور و خوشگذرانی مهمانی بودند. آنها هم با دیدنِ پسرهای خوش‌تیپ و تنومند، چهره‌هایشان نارنجی می‌شد و به پهنای صورت‌شان می‌خندیدند.

در پاراگراف توصیفی بالا، شما می‌توانید ببینید، بشنوید و احساس کنید. بدین ترتیب، مخاطب، فضای یک سالن مهمانی را بخوبی درک می‌نماید. هنگامی که می‌خواهید یک پاراگراف توصیفی بنویسید، در واقع باید تمام جنبه‌های فضای مربوط به دنیای فیزیکی را بیان کنید.

پاراگراف روایی:

پاراگراف روایی، داستان را بیان می‌کند. پیامدهای یک اتفاق یا آغاز یک سری رویداد و پایان آن، همگی می‌توانند در یک پاراگراف روایی جا بگیرند.

نمونه‌ی پاراگراف روایی:

تقریباً ده سال پیش بود که برای نخستین بار وارد دفتر اُمور سیاسی شدم. در آن زمان سی و پنح سال داشتم و چهار سال بود که از مدرسه‌ی حقوق، مدرکم را گرفته و تازه ازدواج کرده بودم. شوق و شور یک زندگی تازه در من موج می‌زد. میزی در بخش اداره‌ی قانونگذاری کشور به تازگی خالی شده بود. دوستانم از من خواستند که برای تصاحب آن عجله کنم و کار به عنوان وکیل حقوق شهروندی مرا هیجان‌زده کرد. در این شغل باید با افراد زیادی ارتباط برقرار کرده و اجتماعات آنها را سازماندهی می‌کردم. احساس می‌کردم که تا آخر عمرم عاشق این کار خواهم بود. پس از مشورتی که با همسرم داشتم، واردِ رقابتی سنگین برای گرفتن این شغل شدم. هرچه در توان داشتم جلوی چشم هیئت مدیره گذاشتم. مُخ تمام افرادی که می‌توانستم با آنها حرف بزنم را جویدم. باشگاه‌های اصناف، جامعه‌ی کلیسا، آرایشگاه‌ها و سالن‌های زیبایی، خلاصه به هر اجتماعی که فکرش را بکنید، سر زده و از آنها خواستم تا از انتخاب من پشتیبانی کنند. حتی اگر تنها دو نفر را در گوشه‌ی خیابان می‌دیدم، مُخ‌شان را کار می‌گرفتم تا یک انجمن ادبی تشکیل داده و از من حمایت کنند. ابتدا چند پرسش ساده را مطرح می‌کردم تا درد دل‌شان باز شود. این تکنیک خوبی برای ایجاد دوستی و اعتماد بود.

آنچه در بالا خواندید، نوشته‌ی باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده بود. از این پاراگراف، شما بخوبی متوجه می‌شوید که وی چگونه وارد دنیای سیاست شده است، روایتی که شامل آغاز، بخش میانی و پایانی می‌باشد. البته با این سرآغاز، شما را کنجکاو می‌کند تا بقیه‌ی کتاب وی را نیز بخوانید تا متوجه شوید که در زندگی این سیاستمدار کهنه‌کار چه گذشته است.

پاراگراف توضیحی:

در این نوع پاراگراف، چیزی یا ایجاد ساختاری توضیح داده می‌شود. همچنین ممکن است تا روند انجام کاری، نوع و مراحل کار یک رهبر یا مدیر و روش آن توضیح داده شود. برای نوشتن این نوع پاراگراف، اغلب لازم است تا دست به پژوهش‌هایی بزنید. البته چنانچه دانش و آگاهی لازم برای توضیح روند کاری را دارید، می‌توانید به خودتان هم متکی باشید اما همیشه توصیه می‌شود تا با انجام تحقیقاتی، از آنچه که به مخاطب ارائه می‌کنید، مطمئن شوید.

نمونه‌ای از پاراگراف توضیحی:

تمام فلاش‌تانک‌های دستشویی‌ها مانند هم کار می‌کنند. وقتی سیفون آن را می‌کشید، سفر چندین لیتر آب از تانک بالا شروع می‌شود. در واقع دریچه‌ای در بخش زیرین تانک باز شده و آب بطرف مجاری کاسه‌ی توالت سرازیر می‌شود. هنگامی که تانک خالی شد، البته هیچ تانکی تا آخر خالی نمی‌شود و همیشه مقداری آب کف آن باقی می‌ماند، یک توپی دوباره راه دریچه‌ی خروج آب را می‌گیرد. سپس یک سیفون کوچک با پایین رفتنِ سطح آب، در بخش بالای مخزن باز شده و اجازه می‌دهد تا آب به درون تانک بریزد. تانک تا سطح مورد نظر پر از آب شده و همان سیفون کوچک دوباره راه ورود آب را می‌بندد. در بیشتر فلاش‌تانک‌های امروزی، لوله‌ای نیز در بالای تانک نصب می‌شود تا اگر سیفون کوچک بالا بخوبی نتوانست راه ورود آب را ببندد، از طریق این لوله به کاسه‌ی توالت منتقل شود. بدین ترتیب یک چرخه‌ی کامل از پر شدن و خالی شدن آب همیشه در دسترس شما خواهد بود.

این بخشی از کتاب خودآموز اُمور منزل بود که چرخه‌ی کار فلاش‌تانک دستشویی را توضیح می‌داد. در واقع شما با دانستنِ طرز کار این تانک، می‌توانید درک بهتری برای تعمیرات احتمالی داشته باشید. البته گاهی در داستان‌ها نیز باید مراحل انجام کاری یا ساختار آن را برای مخاطب توضیح دهید که مهارت در نوشتن چنین پاراگراف‌هایی می‌تواند به شما کمک شایانی بکند.

پاراگراف متقاعد کننده:

باید بتوانید مخاطب را قانع کنید که نوع نگرش ویژه‌ای را پذیرفته یا موقعیت بوجود آمده را درک نماید. بویژه هنگامی که می‌خواهید مبحثی را برای مخاطب باز کنید، ابتدا باید چرایی و علت آن را برای وی جا بیندازید. چنین پاراگرافی دقیقاً شامل علت‌ها و معلول‌ها است.

نمونه پاراگراف متقاعد کننده:

مهاجرت از جمله مقوله‌هایی است که به پیشبرد اهداف اقتصادی آمریکا کمک می‌کند. با وجود گزارشاتی نگران‌کننده از تأثیرات منفی مهاجرت‌های غیر قانونی و حتی گاهی قانونی به آمریکا که هزینه‌هایی را به این کشور تحمیل می‌کند، اما باید گفت که آمریکا بطور فزاینده‌ای به مهارت‌ها، استعدادها و افرادی که بلندپروازی‌های اقتصادی دارند، نیاز داشته و از آنها بهره می‌برد. صاحبین کسب و کارهای آمریکا، کارگران ارزانقیمت خارجی را به عنوان یک منبع پرمنفعت می‌بینند و این در حالی است که این مهاجران اغلب در شهرهای مختلف ساکن شده و از آنجایی که هم به زبان کشور خودشان مسلط هستند و هم با فرهنگ آمریکا آشنا می‌شوند، منبع خوبی برای ارتباطات این کشور با کشورهای دیگر به شمار می‌روند. بیشتر این مهاجران نه تنها در آمریکا کار کرده و چرخه‌ی اقتصادی خوبی را ایجاد می‌نمایند بلکه به علت ارتباطی که با کشور مبدأ خود دارند، چرخه‌ای از داد و ستد را نیز بوجود می‌آورند که باز هم به نفع آمریکا خواهد بود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که آمریکا باید همچنان پذیرای مهاجرانی باشد که به اقتصاد، فرهنگ، ورزش، هنر و دیگر مقوله‌های مرتبط کمک می‌کنند. بدیهی است که در غیر اینصورت، ایالات متحده از سایر کشورهای صنعتی عقب اُفتاده و در رقابت با بازارهای جهانی، مهارت‌ها و استعدادهای لازم را از دست خواهد داد.

یکی از آموزگاران در آمریکا این مقاله را نوشته است. از همان ابتدای پاراگراف، شما متوجه‌ی موضوع آن شده و نگرش نویسنده نسبت به پدیده‌ی مهاجرت را درک می‌نمایید. سپس او منافع بدست آمده از این پدیده را بطور خلاصه بیان می‌کند. شما نوع نگرش و علت آن را بخوبی درک می‌کنید تا متقاعد شوید که مهاجرت می‌تواند به نفع آمریکا تمام شود.

امیدوارم مثال‌هایی که آوردم، برای شما مفید بوده باشد. در مجموعه دروس بعدی نیز ما بیشتر به ساختار جملات، پاراگراف‌ها و ترجمه‌ها خواهیم پرداخت.

کامیاب و شادکام باشید.